الملا فتح الله الكاشاني

186

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

زوال ظلمت شب و ظهور نور صفاى روز است اين فايده ميدهد كه چو شواهد جبروت بر هياكل ملك و ملكوت مستعلى شد وجود ما عدا كه نمودار نمود بى بودست زايل گشته صبح شهود وحدت از افق حقيقت رو نمايد و سر كلام تمام ( اطفى السراج فقد طلع الصبح ) اينجا چهره گشايد و در اسباب النزول آورده كه دو حبر از احبار شام بمدينه آمدند و سيد عالم ( ص ) را بعلامات و صفاتى كه در كتاب خود يافته بودند بشناختند و گفتند يا محمد ( ص ) ما را مسئلهء هست اگر جواب گويى ايمان آريم ( اخبرنا عن اعظم شهادة فى كتاب اللَّه ) بزرگتر كلمهء و شريفترين شهادتى در كلام خدا كدامست اين آيه نازل شد كه * ( شَهِدَ اللَّه ) * گواهى داد خدا يعنى به نصب دلايل داله بر وحدانيت و انزال آيات ناطقه به آن مبين گردانيد * ( أَنَّه ) * آنكه اوست خداى به حق كه از روى تحقيق * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * هيچ معبودى نيست كه سزاوار پرستش باشد مگر او نزد مجاهد شهادت خدا حكم اوست اى ( حكم اللَّه انه لا إله الا هو ) و ابن كيسان گفته كه ( شهد اللَّه بتدبيره و صنعه المتقن و اموره المحكمة انه لا إله الا هو ) خدا گواهى داد بتدبير عجيب و صنع محكم و افعال متقن خود كه او يكيست و جز او خدايى نيست و نعم ما قبل و للَّه فى كل تحريكة و تسكينة ابدا شاهد و فى كل شيء له آية دليل على انه واحد * ( وَالْمَلائِكَةُ ) * و فرشتگان نيز گواهى دادند به آنچه معاينه ديده‌اند از اعظم قدرت او بر وحدانية او * ( وَأُولُوا الْعِلْمِ ) * و خداوندان علم كه مؤمنانند نيز اداى شهادت نمودند بر توحيد به اعتراف لسان و تصديق جنان بواسطهء حجج ساطعه و براهين قاطعه * ( قائِماً ) * در حالتى كه او سبحانه اقامه نماينده است * ( بِالْقِسْطِ ) * بعدل و راستى در قسم ارزاق و حكم خود در افعال و وجه جواز او سبحانه به قائما بالقسط كه منصوبست بر حاليت از اللَّه كه فاعل شهد است به آنكه جايز نيست مثل جاء زيد و عمرو راكبا به جهت عدم ليس است كقوله وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً و يا آنكه حال است از ضمير هو و عامل در او معنى جمله است اى تفرد قائما يا احقه زيرا كه حال مؤكده است و يا منصوبست بر مدح و يا صفت منفى است و اين وجه ضعيفست بجهة فعل ميان موصوف و صفت و قيام او بقسط مندرج است در مشهود به اگر صفة باشد يا حال از ضمير و گويند قائما بنا بر آنكه حال باشد فاعل شهد تقييد شهادت بجهة آنست كه شرط شهادت عدالتست و شهادت بدون آن مقبول نيست و مفسران را در اولوا العلم اختلافست نزد بعضى پيغمبرانند و ابن كيسان گفته كه صحابه رسولند از مهاجر و انصار و نزد مقاتل احبار كتابند كه ايمان آورده‌اند چون عبد اللَّه بن سلام و اتباع او و در تفسير اهل البيت ( ع )